Monday, April 16, 2012

خانه

خانه را می کوبیم

مهندس و معمار

نقشه های خوب

کلنگ های سخت

میان کاشی ها و آجرهای کهنه

زیر گچ های ریخته

منم که می ریزم با کودکی ام

باغچه اما می ماند

می روم زیر خاک

کنار گل یخ

زیر سایه ی خرمالوها

یک روز شاید سایه ای شوم بلند

روی گورستان خاطرات

1 comment: