زنگ زدم به شاتل. بعد از جینگولک بازی های
اندکی، شامل موزیک و خانم سخنگوی کامپیوتری، یک نفر که جنسیت مشخصی نداشت ولی سعی
می کرد که خیلی خوشرو باشد تا در آخر مکالمه، نمره ی خوبی از طرف من بگیرد، جواب
داد. آقا یا خانوم آن طرف خط گفت که مشکلم را با او مطرح کنم، همان طور که یک
روانکاو این را به مریضش می گوید و صبورانه منتظر می ماند. من برای او توضیح دادم
که فیلترشکنم کار نمی کندو از آنجایی که تا دیروز عصر هیچ مرگش نبوده، یحتمل ایراد
از سرویس آنهاست. اما خانوم آقا(واقعن نمی دانم زن بود یا مرد، ولی باید یک چیزی
صدایش کنم) به من گفت که آنها فیلترشکن ها و اصولن چیزهایی را که مخابرات و نمی
دانم چی چی را دور می زنند(این دور می زنندش خیلی توی چشمم رفت، به همین خاطر تنها
بخشیست که دقیق یادم مانده) پوشش نمی دهند یا این چیزها آنها را پوشش نمی دهند و
خلاصه یک نفر این وسط لخت و عور می ماند و به واسطه اش، مشترک گرامی به گا می رود.
خیلی جالب است. از همین دیروز که طبع نوشتن اینجانب به شدت شکوفا شده، به تمام
فیلترشکن های عالم دنیا ریده شده و هیچ کس دلش نمی خواهد اینترنت من را پوشش بدهد.
به همین خاطر وبلاگ من الان توی کون خر یا یک جایی در همان نزدیکی هاست. بعد از
تمام شدن حرفای خانوم آقا، دلم می خواست به او بگویم که از توضیحش عنم گرفته است و
همچنین دلم می خواست به او می گفتم که بیاید یک چیزی را بخورد، اما نمی توانستم،
به دو دلیل: اول اینکه فاقد این "چیز" هستم، چرا که مادرزادیست و شما یا
پسر به دنیا می آیید یا دختر و وقتی دختر شدید دیگر به سادگی نمی توانید هر فحشی
بدهید، چون به شما خواهند خندید و نداشته هایتان را که همان داشته های خودشان است،
در چشمتان خواهند کرد. دوم اینکه من آدمی نیستم که سرم برای دردسرهای اینچنینی درد
بکند، آن هم در جایی که اسم و فامیل و شماره ی پا و سایز نافم ثبت شده و به سادگی
می شود مورد پیگیرد قانونی قرار بگیرم. پس فقط از خانوم آقا تشکر کردم و پیش از
آنکه خانوم کامپیوتری دوباره سر و کله اش پیدا شود و از من بخواهد که به کارمندشان
از یک تا نمی دانم چند نمره بدهم، گوشی را گذاشتم.
در اینجور موارد، یک انسان ممکن است بگوید خب،
فیلترشکن ندارم و برود نان و ماستش را بخورد. اما من آدمی هستم که دست از تلاش نمی
کشم و مثلن به یور فریدم رجوع می کنم. بعد می روم و می بینم که آن هم کار نمی کند.
همین را کم داشتم که یور فریدم چسونه برای من تاقچه بالا بگذارد! چند بار دیگر کون
خودم را پاره کرده و به پروکسی فایر مرده ام، تنفس مصنوعی می دهم و پس از خیت شدن،
دنبال همان نان و ماست می روم که همانا بهترین اختراع خداست.
در آخر دلم می خواهد خداوند منان را خیلی ببوسم
و از او تشکر کنم که توی ایران به دنیا آمده ام. سرزمینی که هنر در نزدش است و به
همین خاطر اینترنت را کون خودش هم حساب نمی کند و اصولن اهمیتی نمی دهد که من بدون
فیلترشکن نتوانم هیچ غلطی بکنم، چون از ظواهر امر این طور بر می آید که او یک مرد
تمام عیار است و می تواند به تمام مخالفینش بگوید که بیایند آن "چیز" را
بخورند.
aly bood , khaili khandidam. ama dar del moteasef shodam azizam, ama bemoon o be jabre joghrafyait tan bede o harfaye mano jedi nagir o naya o bekesh o...!!!!!!
ReplyDelete