Thursday, April 17, 2014

Premium my baby doesn’t make me happy

یک روز بشر اولیه در حالیکه توی غارش نشسته بود و از بی حوصلگی، موهای پایش را یکی یکی با دست می کند، ناگهان جرقه ای ذهنش را روشن کرد. او با خود فکر کرد اگر بتواند چیزی را که تولید می کند به نحوی درخشان ارائه دهد و از همسایه ی غارنشینش بیشتر بفروشد، آینده ی روشن تری خواهد داشت. البته او نمی دانست آینده ی روشن یعنی چه اما در هر حال آن را می خواست. پس دست از کندن موهایش برداشت و به جایش، شروع کرد با انگشت روی دیوار غار خط خطی کردن، که معنی امروزش همان فکر کردن است. دو روز و دو شب گذشت تا درست در لحظه ی ناامیدی او راهی پیدا کرد.

***

- سلام
- سلام
- شما یه پیرمرد یه-پا-لب گور هستین
- بله درسته
- چقدر جالب که شما باید خیلی غمگین و بدبخت باشین، چرا نیستین پس؟
- چون از کفش پرفکت استپس استفاده می کنم.
*
- سلام
- سلام
- شما یه خانوم خیلی زشتید که هیچ وقت نمی تونه شوهر پیدا کنه
- بله درسته
- پس چرا لبخند بر لب و امید در دل دارید مثل همشاگردی؟
- چون پرفکت استپس پامه
*
- سلام
- سلام، سلام
- شما به نظر یه مشت آدم کون گشادین که نمی تونین دو قدم راه برین
- بله درسته، بله درسته
- پس چی شده انقده دارین راه میرین بلاها؟
- چون پرفکت استپس داریم، چون پرفکت استپس داریم

***

- سلام
- سلاااااام
- می بینم که همه تون شاشیدین توی تنبونتون اما اصلن معلوم نیس
- ببببببلهههههه
- آفرین آفرین. بچه ها جونم، بگین ببینم، چطور شده که انقده هپی هستین؟
- خانوم ما بگیم؟ خانوم ما بگیم؟
- بگو جانم
- چون پوشکمون مای بیبیه
- آهان. ولی عزیزم شما چهار سالته، دیگه خرس گنده شده ی، باید بری سر توالت بشینی
- نه. چون چشمام روشنه و پوستم سفیده می تونم بیام توتلویزیون کونمو قر بدم، خودمو جای بچه - ی یه ساله غالب کنم و بشاشم تو تنبونم.

***

- سلام
- سلام
- ببخشید شما ناخوناتون رو کجا درست کردین؟
- چطور؟
- برای تبلیغ لوازم آرایش رسیدیم خدمتون
- اشتباه شده جناب. من وکیلم
- آها. جسارتن فقط وکیلین؟
- منظور؟
- گفتم بپرسم شبی چند؟

***
- سلام
- سلام
- شما چقدر دماغتون قشنگه
- بله می دونم
- همیشه همین طوری بوده؟
- نه. چسب زدم روش این شکلی شد. وگرنه قبلش صدام می کردن خرطومی
- چقدر جالب. یعنی عمل نکردین؟
- نه
- یعنی با چسب کوچیک میشه؟
- بله. نکنه شمام فکر می کردین دماغ غضروفه؟ این خمیر بازیا بود بچگی داشتیم؟ دماغ از همین - جنسه. واسه همین ازین چسبا می زنی تغییر شکل میده.
- چقدر عالی. چسب بزرگ کننده هم داریم؟
- چسب نه. ولی هست یه چیزایی.
- آها. بله. مچکرم.

***

- سلام 
- گِ گِ گِ گِ
- بچه جون آفرین. چقدر خوب سلام کردن بلدی
- یِ یِ یِ یِ
- ما شنیدیم که تو به همین قشنگی که حرف می زنی، بلدی بخونی با اینکه هنوز مدرسه نرفتی.
- ها
- خب، چطوری؟
- رفتیم خونه ی یه یارویی. بچه ی عنشون بلد بود بخونه پدسگ! تا فهمیدم جریان چیه، پامو - گذاشتم بیخ خِر ننه هِه که واسه م بالابالا بگیره.
- آفرین آفرین. حالا که چی بشه اون وخ، شما قبل مدرسه خوندن یاد بگیری طوطی جون؟
- واسه اینکه وقتی رفتم مدرسه پوز بدم. قبلشم ننه م تو مهمونیا پوزمو بده.

***

- سلام
- سلام
- می بینم که دارین مثل خرس می لمبونین
- بله
- آفرین. پس چطور انقدر خوش هیکلین؟ لابد ورزش می کنین با تن تاک
- نه. انگشتمم تکون نمیدم عییزم.
- پس چطور...؟
- با قرصای لاغری بلابلابلا

***


و بدین سان بشر اولیه پولدار شد و با پولش یک کارخانه ی موچین سازی و یک شرکت تبلیغاتی زد و خیلی هم خوشحال و خوشنود شد و زاد و ولد کرد و اینها.