سلام کچل خان ( هه . من جان ، تو خان ، واسه خاطر قافیه " من خیلی خوشم میاد از کامنتات ، اما این اون جمله ای نیس که میخوام بگم . متاسفانه زبان محدوده ( می دونم این دیگه کلیشه شده) و منم وسیله ای غیر از همین ابزار ناقص ندارم . وگرنه مجبور نمیشدم از جمله هایی استفاده کنم که یه ذره شل بگیری ، لوس میشن ، یه ذره سفت بگیری ، خشک و رسمی . اینکه گفتی نمی دونی من خودمم یا اونی که تو کلاس بغل دستم میشینه یعنی چی ؟ بعد اینکه این وسواست تو نوشتن که باعث میشه کامنتت یک ساعت طول بکشه ، به این بدی نیس که من هرچی میخوام بنویسم دو سال نوری طول میکشه ، چون خواهرم دوس نداره رو کی بوردش برچسب فارسی داشته باشه . کلام آخرم اینکه : ترجیح .
سلام اسم-سخت جان!
ReplyDeleteانقدر درد و بلای الکی واسه خودم درست کردم که وقتی یک نفر با مشکلات واقعی میبینم زبونم میگیره و حرف کم میارم!
من هم میکشم از این دردهایی که دیگران دارن و اغلب نمیدونن که دارن و نمیتوننن بدونن از بس که جزئی از وجودشون شده.
ناراحت کنندس
در غم خویش شریک بدانید جدی جدی
حالا این چه فرقی با حالت میکنه را من هم نمیدونم
...
پی نوشت 4
آماده
پی نوشت3
یک اعترافی کرده بودی اون روز که نیازمند تاییدی.
من هم به این نتیجه رسیده ام که آدمیم نیازمند پرستیده شدن.
پی نوشت2
اول ها فکر میکردم که مردم استعداد سوء تفاهم زدنشون زیاد شده، بعد که دیدم همه اینجورین فهمیدم که به احتمال زیاد مشکل از فرستندس.
من فوق تخصص ایجاد سوء تفاهم دارم.
وبلاگم را هم به همین خاطر پریشب بستم...
اگر رفتی و نبود، باز هم مشکل از فرستنده است
پی نوشت 1
چرا نوشتن این چند سطر یک ساعت وقت من را میگیره؟
چرا باد هزار بار هیستیریک از اول به آخر و بعد از آخر به اول بخونم چیزی را که نوشتم؟
چون میخوام عاقل به نظر برسم و پرستیده شم، یا میخوام جلوی سوء تفاهم را تا حد امکان بگیرم؟
پی نوشت 0
پرتاب
شاید به جایی بدون محدودیت های خود ساخته که در آن ته دل آدمها هیچ دلبستگی به تنها داراییشان: غم، نیست
لبخند
سعی میکنم شبا قبل خواب به فکر آدمایی که تو زندگیم هستن باشم.
ReplyDeleteبیشترین کاریه که خودخواهیم اجازه میده در حق دیگران انجام بدم...
(شاید یک روزی نگذاره)
به فکر تو هم هستم.
(راستی من که اصلا نمیدونم تو تویی یا اونی که تو کلاس
بغل دستت میشینه! خلاصه به فکر یک مانولی تو ذهنم هستم. شاید تو باشی!)
تاخیر های چند روزم در کامنت نویسی برای نوشته هات را بگذار پای اینکه ترجیح میدم کس دیگه این را بهت بگه، نه این که نمیبینمت.
ساپورت ها هم قابل نداره
نه جواب میخواد نه سپاس
پی نوشت
ترجیه یا ترجیح؟
...
مساله این است
سلام کچل خان ( هه . من جان ، تو خان ، واسه خاطر قافیه " من خیلی خوشم میاد از کامنتات ، اما این اون جمله ای نیس که میخوام بگم . متاسفانه زبان محدوده ( می دونم این دیگه کلیشه شده) و منم وسیله ای غیر از همین ابزار ناقص ندارم . وگرنه مجبور نمیشدم از جمله هایی استفاده کنم که یه ذره شل بگیری ، لوس میشن ، یه ذره سفت بگیری ، خشک و رسمی .
ReplyDeleteاینکه گفتی نمی دونی من خودمم یا اونی که تو کلاس بغل دستم میشینه یعنی چی ؟
بعد اینکه این وسواست تو نوشتن که باعث میشه کامنتت یک ساعت طول بکشه ، به این بدی نیس که من هرچی میخوام بنویسم دو سال نوری طول میکشه ، چون خواهرم دوس نداره رو کی بوردش برچسب فارسی داشته باشه .
کلام آخرم اینکه : ترجیح .
تو کامنت قبلی یه اشتیاه احمقانه کردم : جای اینکه پرانتزو ببندم ، گیومه بستم
ReplyDelete